تبليغاتX
لوتوس
و همچنان گاو می سازیم....

۱-آخر ترم---->نوعی خاص از تب و جنون گاوی

۲ـآخر ترم---->افکار خلاقانه که نمی دونم چرا همیشه تو محدودیت ها غلیان می کنند و تا نسازمشان دست از سرم بر نمی دارند...

۳-آخر ترم---->جنون گاوی که خواه ناخواه سراغت می آید .موضوع کارت هم که گاو باشد.افکار گنده ای در حجم آناتومی گاو هم که داشته باشی خوب فکر کنم الان دیگه بتونم بگم ماااا ...من گاو مش حسنم!

بر می گردم.

+ نوشته شده در  شنبه 30 دی1385ساعت 0:49 قبل از ظهر  توسط لوتوس  | 

امروز به نتیجه های خوبی رسیدم مدتی بود که خودم و استاد هام کلنجار می رفتیم که  من طرح هام رو کاربردی بزنم مثلا طرح برای ست چایخوری !جالب اینه که خودم هم تلاش کردم اما نمی شد ...امروز فهمیدم اون کاربردی که همه از من انتظار دارند که ارائه بدم نمی تونه این قدر ملموس باشه در واقع چیزیه به پیچیدگی خودم  کاربردی که من دوست دارم کارم داشته باشه انتقال یک مفهومه همین ... راحت شدم باز به عمق خودم بیشتر نفوذ کردم ...الان تازه دستای گلی ام رو شسته ام ساعت ۲ نیمه شبه من یک عالم درس و کار برای آخر ترم دارم و با این حال یه کار جدید رو شروع کردم اما انرژی ام زیاده چون کاری رو می کنم که بهش ایمان دارم الان ایمان دارم که شاگرد بازیچه ی دست استاد نیستم!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 دی1385ساعت 1:50 قبل از ظهر  توسط لوتوس  | 

همیشه نسبت به کپی کردن بی اعتقاد بودم اما  حالا فکر می کنم کپی کردن به این معنا نیست که نمی تونی خودت طراحی کنی می تونه به معنای یه مطالعه ی عمیق هم باشه مثل نواختن دوباره ی یک نت که خودت نساختیش اما با زدنش حس عمیقی بهت منتقل میشه ...از دیشب روی چهره ی رابرانت کار کردم ساعت ها با خودم بودم و خودم انگار چیز دیگه ای در دنیا نبود و من در سایه روشن غریب چهره تمام آدم ها یی که دوستشان داشتم را دیدم از دختر بچه ی  ۳ ساله تا  پیرزن۶۰ ساله1
+ نوشته شده در  یکشنبه 24 دی1385ساعت 1:5 قبل از ظهر  توسط لوتوس  | 

چه خوب :ما تو این کره ی خاکی اون قدر ها هم تنها نیستیم توی این دریا جزیره هایی هم هست برای لحظه هایی ماندن و فکر کردن و درک کردن و ادامه دادن شنا جزیره هایی مثل ادبیات یا موسیقی چند روزی بود که حس می کردم کدر شدم .امروز یه دوست خوب یه موسیقی بهم داد موسیقی که عین نون تازه داغ داغ بود مال همین قرن نه مال شوپن موزارت یا بتهون فضای قابل درک این عصر را داشت و کار درست و حساب شده ای هم بود موسیقی راک نئو کلاسیک اثرمالمستین ریتم ها آن چنان احترام می طلبید که تو نمی تونستی همراه گوش کردنش کار  دیگه ای بکنی نمی دونم چند بار کامل گوش کردم اما حس کردم که اول تمام انرژی ام رو گرفت و بعد حسابی شارژم کرد...حالا دو باره خودم شدم نه پول نه امتحان نه نمره نه هیچ چیز مهم نیست مهم اون کمالگرایی عجیب غریبیه که باید برم به سمتش مهم دختریه که باید کامل کامل توی خودم پیداش کنم مهم منم!!!

+ نوشته شده در  جمعه 22 دی1385ساعت 0:57 قبل از ظهر  توسط لوتوس  | 

می تونم به خودم دلداری بدم که فانی هستیم...چه خوب با مرگ این خباثت های بچگونه  هم به پایان می رسه  !چه خوب ...یه آدمی در مورد من با سو تفاهم فکر می کنه .یه آدمی می خواد رقابت کنه.یکی فرار می کنه.یکی احساس چسبندگی می کنه.یکی رهگذر . یکی به تاریخ می پیونده.یکی مرتب برای کوبیدن بقیه نقشه می کشه .یکی از محبتت می خواد فقط سو استفاده کنه. یکی فقط به چشم نرده بون بهت نگاه می کنه.یکی خود شیفته شده .یکی معلوم نیست چه مرگشه.خسته ام !ما چرا یه کلمه ی دیگه به جای لغت قشنگه بچگونه نداریم کاش می شد همه بچه می موندیم تا آخر دور از این حرف ها.ما فکر می کنیم که هم رو می فهمیم ما هر کدوم توی حباب خودمون گرفتاریم و راهی به سرزمین هم نداریم ...سخته وقتی بخواهی با تمام وجود با آدم ها دوست باشی و چیز های کوچیک احمقانه تو رو به پایان یه رابطه برسونه ....

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 دی1385ساعت 11:9 قبل از ظهر  توسط لوتوس  | 

وقتی به هنر جدی فکر کنی می بینی که چه سخته می بینی که چه قدر آگاهی داشتن توش مشکله میبینی که تنهایی به جایی نمیرسی  اما مجبوری تنهایی ادامه بدی و اون لحظه ای که شروع کنی در مورد هنر به جدی فکر کردن  همون جاست که شروع کردی به کج رفتن راه احتمالا زحمت هایی که توی این مسیر باید بکشی نباید چنین ملموس باشه که بخواهی در موردش جدی فکر کنی استعداد و ذوق باید آرام وروان به آثارت رسوب کنند و ته نشین بشند تا جا افتادن وای سخته جدی فکر کردن در مورد هنر
+ نوشته شده در  شنبه 2 دی1385ساعت 11:16 بعد از ظهر  توسط لوتوس  | 

آره .امروز اول زمستون و ما بلندترین شبها رو پشت سر گذاشتیم...دیشب همه بچه ها جمع شده بودیم زیر سقف توحید خونه شب یلدایی و سیب سرخی و تار و آواز و شعر و حافظ...و مفاهیم عمیق یلدا ...گذشت...خوب گذشت
+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1385ساعت 8:48 قبل از ظهر  توسط لوتوس  |