تبليغاتX
لوتوس -

 

 

"فارغ التحصیلی"!چه واژه ی زشتی.برای من که این کلمه یعنی این که با اردنگی پرتت کنند توی دنیای مرده ها و فسیل شده ها ...از شکلش هم خوشم نمی یاد کلمه ی دراز عربی پر از غ  و ال  و ح و ص ...مسخره!درست از روزی که پچ پچ این کلمه بلند شد در تصمیم خودم برای ارائه پایان نامه در ترم نه مصمم شدم و وسواس خاصی به جونم افتاد برای از نو شروع کردن برای هیچ وقت تمام نشدن برای تازه شدن این روزها در تلاشم برای درست کردن آرشیو موسیقی و فیلم و فیلم دیدن!کلی فیلم های خوب در چند روز اخیر گیر آوردم،تله تئاتر عروسی خون که بر اساس نمایشنامه لورکاست و موسیقی و بازی هاش رو خیلی دوست دارم ،داگویل که نیکول کیدمن بازیگر اصلیشه و حال و هوای خاصی داره فضایی کابوس مانند که خیلی وقت ها شده تو خودم حسش کنم،ژاکت که فیلم مرموزی بود و زیاد نفهمیدمش اما رمزآمیز بودنش رو دوست داشتم،فریدا کالو فیلمی سرشار از رنگ ،شور و غم فیلمی پر از زنانگی.مودیگلیانی که پر از حال و هوای نقاشانه است چیزی که دوست دارم همواره باآن باقی بمانم.گربه روی شیروانی داغ که برای من با اینکه قبلا هم دیده بودم و با اینکه ریتم یکنواختی داره نکته های ظریف زیادی داره و آخرین و کوبنده ترین "پرتقال کوکی" استنلی کوبریک فیلمی که وقتی ببینیش فکر میکنی "آهان این یه فیلم واقعیه!"مغزت در حین دیدن این فیلم و حتی تا چند ساعت بعد سرّه و تعطیل. اما ممکنه نصف شب از خواب بیدارت کنه و تا چند روز همچنان درگیرش بمونی ،ذهن فیلم سازه که می تونه داستانی رو این چنین اسطوره وار برات بیان کنه همه چیز با این دوز بالا ،تمام سستی ها توهم ها خیالات مبهم با دیدن چنین فیلمی از سرت کاملا میپره و تو انگار با خود آتش داغ مواجه میشی ...چندین و چندین بار دیگر به تماشایش خواهم نشست .به یاد دارم استنلی کوبریک  با ادیسه فضایی و غلاف تمام فلزی اش نیز چنین تاثیراتی بر من گذاشته بود .در موردش بیشتر مطالعه خواهم کرد...خلاصه که از تریلی "فارغ التحصیلی"به نقطه "پرتقال کوکی"رسیدم و چه جالب بود وقتی امروز در کلوپ طراحی با تاریخ  جلسه نقد و بررسی اش مواجه شدم...جالب است این هم جزو همان نشانه هایی ست که هر از چند گاهی در زندگیم پیدا میشوند و راه را نشان میدهند من ستاره ها را خوب میشناسم هرچند که "کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ "!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 تیر1387ساعت 1:0 قبل از ظهر  توسط لوتوس  |